مطالب

شعر

1 1 1 1 1
شعر - 4.5 از 5 از 10 آرا
نویسنده: رؤیا وقار

 

 

 

در این قفس به پنجره باز دلخوشم

حتی به خواب دیدن پرواز دلخوشم

مستی اگر گذر کند از کوچه های شب

یک دم اگر که سر دهد آواز دل خوشم

ناکوک می زنی و صدا بغض می کند

در قحطی ترانه به این ساز دلخوشم

گفتی که این خزان ستمگر نرفتنی ست

گفتم محال نیست به اعجاز دلخوشم

هر قصه می رسد به سرانجام خوب و بد

صد قصه پیش روست به آغاز دلخوشم

گفتی که می روی و به فردا امید نیست

اما دوباره،  باز،  به تو، باز دلخوشم

 

 

 

نظرات   

 
0 #14 ساینا 1390-09-03 22:32
بسیار عالی!
بازگو کردن
 
 
0 #13 Sanaz 1390-07-20 17:42
bravo!
بازگو کردن
 
 
0 #12 ساناز 1390-07-20 10:31
"دوباره باز بتو باز دلخوشم"؛ تو شعرتون خیلی قشنگ از کلمات و تکنیکها استفاده کردین
بازگو کردن
 
 
0 #11 مهدی 1390-07-20 10:28
یکی از قشنگترین شعرهایی بود که خونده بودم. آفرین به این سلیقه و استعداد
بازگو کردن
 
 
0 #10 مهیار 1390-07-19 11:42
صد قصه پیش روست به آغاز دلخوشم
..................................................
تصمیم خیلی خوبی گرفتی. این آغازو بهت تبریک میگم. من که خیلی لذت بردم. برای من تاثیر مثبت زیادی داشت. مرسی!
بازگو کردن
 
 
0 #9 نیما یوسفی 1390-07-18 17:05
آورین! آورین!
بازگو کردن
 
 
0 #8 آرش 1390-07-12 23:15
به به! مس همیه شعرات قشنگ، دلنشین و پور معنا بود؛ من به مصره "مستی اگر گذر کند از کوچه های شب" خیلی حس دارم.
بازگو کردن
 
 
0 #7 پگاه سالاری 1390-07-12 20:22
منم عاشق اون مصرع "محال و اعجاز" شدم... عالی بود...
بازگو کردن
 
 
0 #6 رؤیا وقار 1390-07-12 18:08
از همگی خیلی خیلی ممنونم
بازگو کردن
 
 
0 #5 حسام 1390-07-11 18:51
عالی!
ایشالا همیشه دلخوش باشین!
بازگو کردن
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن