در این شماره می خوانید:
یادداشت سردبیر: آرامش و تعادل، صد سال به این سال های خوبِ با هم بودن،یک پرسش خطرناک، محفل مطالعه
سال پنجم، شماره پیاپی ۴۶، فروردین ۱۳۹۱در این شماره می خوانید: یادداشت سردبیر: آرامش و تعادل، صد سال به این سال های خوبِ با هم بودن،یک پرسش خطرناک، محفل مطالعه
نوشتن نظر (0 نظر ها)
یادداشت سردبیر: آرامش و تعادلبهار نو مبارک. شاید برای اولین بار در ادمونتون بعد از سال ها، امسال می شد نزدیکی های عید بوی بهار را شنید. زمستان ِ بی سر و صدای سربه زیری گذشت امسال. مثل آدم خسته ای بود که نای جنب و جوش نداشت. ولی با تمام کم رنگی اش ، خوشحالم که رفت و جایگزین بهار شد. روزهای بلند و آسمان روشن را کمتر کسی دوست ندارد. بهار که می آید و روزها بلند تر می شوند فرصت زندگی کردن بیشتر می شود. اگر یک ساعت اضافه تر در دانشگاه یا سر کار بمانی کمتر غصه می خوری که شب رسید و روز تمام شد و هزار کار نکرده باقی ماند. اصلا بهار را اگر شده فقط برای خاصیت نو شدنش نمی شود دوست نداشت. زمستان که گذر می کند و بهار که می رسد انگار همه جا امید پخش می کنند. انگار می شود با خیال راحت تر منتظر فردا بود. انگار می شود چشم انتظار آینده نشست. بهار را به خاطر بهار بودنش نمی شود دوست نداشت. این "تعادل" طبیعت عجیب به فکر فرو می برَدَم همیشه. این که هیچ وقت هیچ چیزی تا ابد یک جور نمی ماند. معتقدم اگر یک معیار مناسب برای بررسی خصوصیت های آدم ها وجود داشته باشد آن معیار چیزی به جز طبیعت نیست. پشت سر ِ هر روزی شبی هست و پشت هرشبی یک صبح. هیچ جزری بی مد نمی ماند و هیچ طلوعی بی غروب. طبیعت از اساس بر محور "تعادل" می چرخد. تعادل گونه های حیوانی، تعادل دمای هوا، تعادل وزنی و جرمی و حجمی. و انرژی، هرگز از بین نمی رود و تنها از صورتی به صورت دیگر تغییر شکل می دهد... |
||
|